مقالات

چگونه

چگونه پانزده میلیون در سه ماه ضرر کنید. (تجربه یک فروشنده لوازم بهداشتی)

۱۳۹۴-۰۵-۰۸ / ۰۰:۰۰

خیلی از مردم آرزوی شغل دولتی رو دارن ولی من بعد از مدتی که شغل دولتی داشتم خسته شدم و به شغل آزاد رو آوردم.شروع کارم هم از اونجا بود که یکی از دوستانم فروشگاه شوینده بهداشتی داشت بعد به این فکر افتادم که که من هم همین کار رو انجام بدم.حدودا با هجده میلیون قرض و وام و پس انداز، بار نقدی خریدم و شروع به کار کردم.

 

اما من به درخواست دوستم آقای محمدی که مدیر وب سایت نوین محتوا هستن، تصمیم گرفتم تجربیات خودم رو روی کاغذ بیارم و در اختیار ایشون قرار بدم تا در وبسایت قرار بگیره و دیگران از تجربیات من استفاده کنند.


پیدا کردن مغازه :
سعی کردم مغازه رو طوری انتخاب کنم که جای خوب و اندازه مناسبی داشته باشه و تو اون مکان من برای اولین بار این مغازه را راه انداختم با دو میلیون پیش و ششصدو و پنجاه هزار تومان ماهیانه اجاره.


اشتباهات و خسارتها:
1. کرایه مغازه برام زیاد بود.
کرایه مغازه ها هم تقریبا تو همون رنج بود ولی به نظرم برای کار من 10 تا 15 درصد زیاد بود و درآمدم هم نسبت به هزینه هام کافی نبود.


2. به یک نفر که بهش اطمینان نداشتم مغازه رو سپردم.
باید ریز به ریز حساب کتاب مغازه رو بررسی میکردم اما دراین مورد دقت نکردم.


3. بدون حساب کتاب از مغازه پول برداشت میکردم.
گاهی اوقات مسافرت میرفتم و مقداری پول از مغازه برمیداشتم بدون اینکه جایی یادداشت کنم و این کاملا اشتباه بود.


4. در حساب های مغازه درمورد خرید و فروش زیاد دقیق نبودم.


5. به زمان چک ها و فاصله بین اون ها زیاد دقت نکردم.
اول که چک میدادم حساب برگ های چک رو نداشتم و تاریخشون رو باید با با میانگین دخلم و قست وام و کرایه مغازه و هزینه های جانبی هماهنگ میکردم که پشت هم نباشند که این کارو نکردم.


6. درمورد خرید بارها به نیاز بازار و مشتری دقت نمیکردم و اونی که دوست داشتم رو خرید می کردم.
باری رو میخریدم که شاید کیفیت بالا و قیمت زیادی داشت اما تو اون مکان فروش خوبی نداشت و باعث ضرر من میشد.


7. زمانی که خودم پول نیاز داشتم به اطرافیانم هم پول قرض میدادم.


8. زمان کاری مغازه کم بود.


اما دربین همه این اشتباهاتی که داشتم کارهای مثبت و درستی هم انجام دادم که به من خیلی کمک کرد تا بتونم استوار بمونم و با مشکلات کنار بیام.


نکات مثبت:
1.  مغازه جای پررفت و آمدی بود  و مغازه هم صنف من هم نبود.متراژ و خوبی داشت و جای پارک برای ماشین ها به اندازه کافی موجود بود و همچنین مغازه روبروی یکی از نهاد های دولتی و یک مرکز بهداشت بود.


2. قرارداد بستن با علوم پزشکی-تعاونی کارمندان-بیمارستان های تحت پوشش علوم پزشکی-بهزیستی-کمیته امداد-درمانگاه ها و چند مغازه ی روستایی.


3. رابطه مناسب با شرکت های پخش و اعتمادسازی دوطرفه.


4. اجناس رو با قیمت پایین خریداری کردم و محصولات انحصاری برخی شرکت ها رو خریداری میکردم.


اما درپایان باید خدمتتون عرض کنم که بنده با اشتباهاتی که کردم و مشکلات بوجود آمده دست و پنجه نرم کردم و به هیچ وجه نا امید نشدم و در تمام این مدت لطف خدا و اهل بیت اجازه نداد زمین بخورم. الان هم بدهی ها رو دارم پرداخت میکنم و مغازه داره به پویایی و درآمدزایی نسبتا خوبی میرسه.

https://www.novinmohtava.com/article?naapi=15993